داستانهایی برای فیلمنامه
قسمت دوم
کرزوس با اطمینان از موقعیت استوار پایتخت خویش امیدوار بود که تا رسیدن بهار منتظر بماند و از متحدان یونانی و مصری خود یاری جوید.
اسپارتیها بادبان افراشته در شرف آمدن بودند اما پس از چهارده روز محاصره ،سربازی از قبیله مردیها بنام هوریادس ملهم از پادشاه کلانی که کوروش وعده داده بود به نخستین کسی خواهد بود که وارد شهر شود،روزی مشاهده کرد کلاهخود سربازی لیدیایی از سرش به خندق فرو افتاد .آن سرباز از ارتفاعی بلند که غیر قابل دسترسی می نمود به زیر آمد و کلاهخود خود را برداشت و از همان راه بازگشت.
سرباز مردی با دیدن این واقعه با تنی چند از همقطارانش از همان راهی که در اثر بی احتیاطی سرباز لیدیایی بر وی کشف شده بود بالا رفت پادگان را که به موقعیت مستحکم خود مغرور بود غافلگیر کرده ودروازه شهر را بر روی سپاهیان پارسی گشودند.
بدینوسیله سارد پایتخت لیدی ها در همان سالی که کوروش لقب شاه پارسی بر خود نهاده بود یعنی سال ۵۴۶ پیش از میلاد سقوط کرد.
کرزوس از هیزمهایی که توده کرده بود آتشی ساخت و از آن بالا رفت و می خواست پیش از دستگیر شدن به دست سربازان پارسی ،خود و خانواده اش را در آن آتش بسوزاند.ظاخرا در همان هنگام سربازان کوروش در رسیدند و آتش را خاموش کرده و پادشاه لیدی را از لهیب آن رهانیدند.ردایت هرودوت ورای این حقیقت تاریخی چیزی جز پژواک افسانه نیست.
برگرفته از کتاب ایران و تمدن ایران ص ۴۵
نوشته کلمان هوار ،تهیه کننده: کالج سینمایی آپادانا ،اسرافیل شیرازی
کلمات کلیدی : فیلمنامه نویسی, نرم افزار بازیگری, اپلیکیشن بازیگری, اسرافیل شیرازی, فیلم کوتاه, تست آنلاین, کلاس رایگان بازیگری, ادبیات داستانی,
0 نظر